تبليغاتX
قلمروی شماره ی هفت

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

خدا با ما نشسته چای مینوشه

 
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
م : ن : دم دمای صبح

بزرگ شديم...

عشق يعني پدر كه وقتي زير نم نم بارون دارم به گنجشكا فكر ميكنم انقد آروم كلاه سويي شرتمو سرم ميذاره كه گنجشكا هم نمپرن!!

عشق يعني مادر... مادر... مادر... كه وقتي طبق عادت از عقب بشقاب خوردنو شروع ميكنم بشقابمو ميچرخونه... حتي ۸بار در يك وعده!!

 

 

عشق اين چيزاست ولا غير...

 

 

پ.ن: عشق نظرای تایید نشده ی مهساست و مریم که وقتی داری یه پروژه ی کوفتی در دیقه ی نود انجام میدی و با روی کندن و موی پریشان کردن و گریبان چاک کردن داری تو کافی نت تایپش میکنی با یه آب هلوی خنک میاد تو!!

دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391
م : ن : دم دمای صبح

هووووووففف!!!

آدم بايد چي بگه به اين آدما؟!!!! فحش پسرونه هم بلد نيستيم فحشي كه لايقشون بهشون بديم!!!

 

 

پ.ن: تقديم به عزيز دلم: شاهين نجفي!!!!!

برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ امید مراجعه کنید.

چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391
م : ن : دم دمای صبح

پستامو خوب نوشتم....

چند تا نکته:

۱. چه حسی داره سر یه کلاسی که تریلی از رو اعصاب استاد رد شده و تو با وجود اینکه آخرترمیه کتاب نداری رفتی ردیف اول تو چش استاد نشستی و داری از استرس میمیری که صدات نکنه....آخر کلاس میفهمی اصن اسمت تو لیست نبوده!!! :ا

۲. وجه تسمیه ی آبگرمکن خرگوشی چیه؟!

۳. خیلی قشنگه که بعد از مدت ها هم کلاسی اول دبیرستانتو ببینی و از بین تمام خاطرات قشنگی که باهات داره از جمله اینکه تمام امتحانا یه ردیف دختر از رو برگه تو مینوشتن و سفیر صلح بودی و عضو فعال انجمن و قاری و سخنران و تو همه مسابقات شرکت میکردی و درست خیر سرت خوب بوده!! این یادش میاد که: یادته زنگ فیزیک قفسه آزمایشگاه اسید و آمونیاک کش رفتی ریختی رو صندلی سوراخ شد؟! :ا

۴. خب چرا وقتی هندزفری تو گوشته و آهنگ راک خفن گذاشتی ادا آدم با شخصیتارو در میاری؟! دختره تو اتوبوس پاشو گذاشته رو پام من با فرض اینکه خب باید گفته باشه ببخشید!! برگشتم تو چشش زل میزنم با لبخند میگم خواهش میکنم... خب حق داره چپ چپ نگات کنه!!!

۵. چه خوش گفت یه نفر پاکزاد   باپسرا دهن به دهن نشو آدم نیستن!!

۶. چرا فاطمه اینقد بدبخته!!! (بیا نوشتم خوب شد؟!

۷. پسرا نوبرنا!!! نه؟!

یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391
م : ن : دم دمای صبح

يك نصيحت خواهرانه

برادر من!!! اونی که تو خیابون ویراژ میده با موتور و تک چرخ میزنه( که اتفاقا کار خطرناک و در عین حال باحال و هیجان انگیزی انجام میده) ....

۱. سن بابای منو نداره!!

۲.موتورش تی اس آری، تریلی چیزیه!!! نه سی جی ۱۲۵

۳. تا فرق سرش كچل نيست!!

۴. تا زير زانو ريش نداره!!

۵. ولي در كل خيلي كار باحاليه!!

شنبه نهم اردیبهشت 1391
م : ن : دم دمای صبح

خدایا داد ما از فقر بستان!!!!(چقد قلمبه سلمبه!!)

مردم را در مغازه های تعمیر کفش باید فهمید

و در صف های خلوت نان

و در اتوبوس های شلوغ

مردم را باید فهمید

پ.ن: این شعرو بچه ها تو کانون ترکوندن!!! ولی خب خودم دوسش دارم!!! استارتشم تو کفاشی خورد با دیدن کفشهای در صف تعمیر که نمیشه پوشیدشون!!!!

این دیالوگ محشره: حسن پسربچه ی فیلم "خدا جیرجیرک ها رادوست دارد": باشه نماز یادم نده منم وقتی رفتم اون دنیا خدا ازم پرسید چرا نماز نخوندی میگم ننه م داشت واسه مردم لحاف می دوخت نتونست نماز یادم بده!!!! این دیالوگ محشره!!!!

چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391
م : ن : دم دمای صبح

يادداشت هاي روزانه (قسمت يكي بعد از اولي)

اين ادامه ي اون پست قبليه!!!

دوستان!!! يكي ديگه از دوستان عزيز!!!!(مهسا! جهت اطلاع اونا كه ميشناسن) توصيه كرد كه ادامه مطلبي بنويسم وگرنه من اهل اين جلف و جفنگ بازيا نيستم!!!

چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391
م : ن : دم دمای صبح

یادداشتهای روزانه!!! (قسمت اول)

از همه جا از همه ور!!!!!

خواستم گوشیمو خالی کنم هرچی یادداشت بود ریختم تو این وبلاگ!!!


آخرین مطالب وب سایت قلمروی شماره ی هفت
» بزرگ شديم...
» هووووووففف!!!
» پستامو خوب نوشتم....
» يك نصيحت خواهرانه
» خدایا داد ما از فقر بستان!!!!(چقد قلمبه سلمبه!!)
» يادداشت هاي روزانه (قسمت يكي بعد از اولي)
» یادداشتهای روزانه!!! (قسمت اول)
» خب تو چرا فک میکنی صاحاب بچه باید تو دانشکده باشه؟!
» تعطیلات نوروز خود را چگونه گذراندید؟!
» بچه ها چهارشنبه سوري توروخدا خراب كاري نكنين... يه وقت زبونم لال يه چيزيتون ميشه...
» مي افتم... مي افتي... مي افتد... مي افتيم... مي افتيد... مي افتند...
» من از اینجا به بعد بارون سردم!!
» یکشنبه ی هفته ی قبل من
» چند کلمه حرف حساب
» تازگي ها به همتون فكر ميكنم
» سلسله افکار از ایستگاه تا خونه
» زندگیم را قانون شکن می پرستم
» از همون اولش شاعر نبودم... من و چه به شاعری!!
» برای استادم...
» خاطرات تاریک... طولانیه... دوست نداشتین نخونین!!!



 

.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.